برادر روحانی و دوست عزیز بهائی ( قسمت آخر)
همان بزرگ پیامبر که نوید می دهد ، فرزندش مهدی (ع) دوازدهمین ائمه به روزگاری قیام کند و جهان را سراسر از برادری و برابری آکنده سازد و جامعه ای نوین بر پا نماید .
بامامت آن امام راستین ، حجه بن الحسن (ع) اعتقاد راسخ دارم و به غیبت و دراز عمریش نیز ، و انتظار قیام شکوهمندی را می برم و سر به آستان ولایتش می سایم .
و باز خدایم را سپاس میدارم که راه حق را به من نمود و از ضلالت و گمراهیم رهانید .
و اکنون تو ای برادر عزیز و دوست روحانی لحظه ای فرمان پر ارج درون پژوهشگرت را به پاسخ مثبت جوابگو باش و بیندیش . اگر چه اعتراف دارم که بسی بی تقصیری ، چرا که بهائیت و مبلغان ، به تو و هم مسلکان بهائیت اجازه فکر کردن و تحقیق را نمی دهند و در برابر پژو هش و جستجو یت سد و بند های فراوانی بسته اند .
اما تو بی هراس از تو بیخ و طرد ، حقیقت را جستجو کن و بهائیت ر ا از درون ببیبن و آثار و الواح را خود مطالعه کن و خوب مطالعه کن . و بدان که خداوند کسانی راکه در راه شناخت حقیقت کوشش می کنند راهنمائی خواهد نمود .
و اکنون پوزش می طلبم از اینکه زمانی از وقت ترا گرفته ام که به درد دلم گوش فرا دهی و از تو سپاس میدارم .
و می خواهم که به سخن آخرم گوش فرا دهی .
تو دوست حقیقت جوئی که تا این حد ، پژوهش را مقدس میدانسته ای که حاضر به شنیدن سخنانم تا اینجا با شهامتی آزاد منشانه شده ای ، فرمان پاره کردن نامه ها را که ، مخالف روح حقیقت پژوهت بوده پشت سر نهاده ای ، اکنون در پایان سخن ، تنها پیک امیدم را روانه ات می کنم و این نخستین گام حقیقت جوئی را به انجامی روشن در آغوش خورشید ، آرزو می کنم .
درود بی پایان بر اندیشمندان حق جو و بر رادمردان کوشا
آرزومند توفیقتان مسعود اعظم